عبد الحسين نوايى
177
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
حاضر به مصالحه شد و نادر هم كه گذشته از پيرى و فرسودگى جسمانى ، از طعن و كنايهء مردم ايران و توجهشان به صفويه و شورشهاى هر روزهء آنان به زير لواى مدعيان انتساب به صفويه خسته شده بود ، صلح را پذيرفت و سفير عثمانى به نام نظيف افندى براى عقد قرارداد صلح به ايران آمد و قرارداد صلح بسته شد و بر طبق قرارداد بنا شد كه طرفين به مبادلهء سفير اقدام كنند و سفيرى از ايران به باب عالى رود و سه سال در آن جا اقامت كند و سفيرى نيز از باب عالى ( دربار عثمانى ) به ايران آيد و سه سال در دربار نادرى مقيم باشد . متعاقب امضاى قرارداد ، از طرف دولت عثمانى ، احمد افندى حاكم سيواس به موافقت رحمى شاعر معروف ترك و عثمان نعمان افندى از فضلاى كشور عثمانى قرار شد به ايران بيايند و هداياى سلطان عثمانى را به حضور نادر آورند . متقابلا از جانب دولت ايران نيز مصطفى خان شاملو از سرداران نادرى با لقب خليفة الخلفائى مأمور سفارت به دربار عثمانى شد و مقرر گرديد كه ميرزا محمد مهدى خان نيز همراه اين سفير باشد . به درستى نميدانيم كه ميرزا محمد مهدى خان در اين هيأت سفارت پر اهميت چه سمتى داشته است . رحمى شاعر ترك ، به عنوان وقايعنگار در جزو همراهان سفير ترك به ايران آمده بود . اما به نظر نمىآيد كه ميرزا مهدى خان چنين سمت و عنوانى داشته ، شايد هم مغز متفكر هيأت سياسى او بوده و مصطفى خان شاملو به اصطلاح نقش ظاهرى و نمايشى داشته و مأموريت مهم سياسى و زد و بندهاى ديپلوماتيك و جمعآورى اطلاعات و اخبار با ميرزا محمد مهدى خان بوده است . اين مطلب از اين جا تأييد مىشود كه در جزو اسناد سياسى دولت تركيه سندى است ، از احمد پاشا حاكم زيرك بغداد به دولت متبوع خود در باب اين كه ميرزا مهدى خان را بر مصطفى خان مرجح بدانند ، هر چند كه ظاهرا عنوان سفارت با مصطفى خان است . پيداست كه پاشاى بغداد كه به زيركى و حيلهگرى شهرت فراوان داشت متوجه موضوع شده و خواسته باب عالى را نيز از اين امر مطلع كند تا مبادا بر اثر غفلت مقامات موجبات